عشرت كشيم ورنه به حسرت كشندمان       ...............          روزي كه ازين جهان به جهان دگر شويم

‏نمایش پست‌ها با برچسب شريعتي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شريعتي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

دانشجو

مي گفت : ديروز آمده بودند درست جلوي سردر، با دوربين و ميكروفون و غيره براي مصاحبه. موضوع و مناسبت : مشخص است ديگر ؛ روز دانشجو. گفتم يعني باور كنم كه اين روز معني و مفهوم و اهميت پيدا كرده؟ به زور لبخند زد.
دم در، درست جلوي نگهبانان،‌ جايي كه دو بار كارت ورودي اش را چك ميكنند؛ برخلاف اصرار هاي خبرنگار  تقاضاي مصاحبه را رد  مي كند اما منتظر ميشود تا دوستش لطفي به خبرنگار منتظر بكند و جواب تنها سوالش را بدهد.
دانشجو كيست؟
جواب دوست مذكور هرچه كه بود ( بيچاره آدم خيلي ساده ايه ،‌ فك نكنم جواب ناجوري داده باشه) به مذاق كارگردان خبر خوش نيامد و كاتي گفت و برگه اي رو به شكل توهين آميزي جلوي دوست ِدوست ما گرفت كه يعني از روي اين بخون. رفيقمان هم رو ترش كرد و رفت.
تا اينجاي كار كه هيچ چيز عجيب و تازه اي نبود. فقط از ديروز دارم با خودم فكر مي كنم اين بابا با چه رويي اومده جلوي در نماد دانشگاه هاي كشور و از دانشجويانش داره اين سوال رو با اين شكل مي پرسه ؟
انگار يادش رفته كه دانشجو هرگز از روي هيچ دست نوشته اي نمي خواند.
زيرنويس:
ياد اين گفته دكتر شريعتي افتادم كه ميگه : دانشجو چون مرديست ايستاده به قد قامت نماز . مشغول به كار كه مي شود ركوع مي رود . زن كه مي گيرد سجده مي كند و بچه دار كه مي شود ديگر سر از سجده بر نميدارد.
و همه اينها يعني اين كه خلاصه دانشجو را نمي شود تطميع يا تهديد كرد

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

سعي و عشق

هاجر به فرمان عشق خود را تسلیم مطلق او می کند و کودکش را از شهر و دیار و زندگی به این دره سوخته می آورد. اما همچون پارسایان و پرستندگان ، در کنار کودک ، به انتظار معجزه ای نمی نشیند تا دستی از غیب برون آید و نهری از بهشت جاری گردد.

کودک را به عشق می سپارد و خود ، بی درنگ ، به سعی بر می خیزد، دویدن، به دو پای اراده خویش؛ جستجو به دو دست توان خویش؛

اما سعی هاجر به شکست پایان می گیرد ، نومید باز می گردد به سوی کودک و می بیند :

به قدرت نیاز و رحمت مهر؛ زمزمه ای! صدای پای آب، زمزم!

جوشش سرشار آبی خوشگوار و حیات بخش، از عمق سنگ!

و درس...

یافتن آب، به عشق، نه به سعی، اما، ... پس از سعی!

گرچه وصالش، نه به کوشش دهند                             آن قدر ای دل که توانی ، بکوش!

دکتر علی شریعتی ( حج )

زیر نویس :

یه مدتی فکر کردم به بحث تقدیر و از آن مهم تر قسمت و جایگاه عقل و تلاش آدمی از یک سوی و ایمان و توکل و خدا از سوی دیگر. تا اینکه به این نوشته دکتر رسیدم . من قانع شدم! و ایمان آوردم به یافتن به عشق اما پس از سعی!